علی شادمان
‹برنده پروانه بهترين بازيگر كودك در جشنواره همدان ›
علي شادمان پس از دريافت پروانه زرين جشنواره :
پيروزيهاي كوچك آدم را ميفريبد تا براي شكستهاي بزرگ آماده شود.
علي شادمان 11 ساله بازيگر سينما در ايلام بدنيا آمده است و دوست دارد روزي جشنواره ها در ايلام نيز برگزار شود. همه ي ماي اثر جاويد زنده ياد رسول ملاقلي پور را فراموش نخواهيم كرد.‹ميم مثل مادر› اولين كار سينمايي علي شادمان بود كه خود همه ي تجربه خود را مديون عمو رسول است .در مصاحبه اصلا از خاطراتش با رسول ملاقلي پور نپرسيديم چون نخواستيم ناراحتش كنيم. شادمان در كار دوم خود با نام ‹صد سال به اين سالها› به كارگرداني سامان مقدم حاضر شد و نهايتا سومين فعاليت خود را با نام (زماني براي دوست داشتن) به كارگرداني فروزش به بيست و دومين جشنواره بين المللي فيلم كودك و نوجوان همدان آورد . امسال دومين باري است كه علي به همدان مي آيد . علي شادمان به عنوان برترين بازيگر كودك در بيست و دومين جشنواره بين المللي فيلم كودك همدان شناخته شد .شادمان زياد اهل عكس انداختن و مصاحبه نيست و اصلا با مجلات زرد مصاحبه نمي كند و معتقد است كه از عكس هايش سوء استفاده مي كنند اما از آنجايي كه با ما دوست بود حاضر به مصاجبه و انداختن عكس يادگاري شد. او در فيلم زماني براي دوست داشتن كه نقش يك كودك معلول را بسيار هنرمندانه بازي مي كند ؛ در موقع اكران اين فيلم يكي از كارگردانان خارجي حاضر در جشنواره كه از بازي شادمان به حيرت آمده بود پرسيد : آيا او واقعاً معلول است؟ ؛ علي كه تلفن همراه ندارد و شماره ي پدرش را هم به كسي نمي دهد اما ما از خود پدرش آقاي شادمان تلفنش را گرفتيم. شادمان بر عكس ديگر بازيگران كودك و نوجوان هم سن وساله خود امضاي باكلاسي دارد .
گپي دوستانه با علي شادمان تقديم به همه ي كودكان و نوجوانان ايران و طرفداران علي شادمان كه كمتر مصاحبه او را در مجلات ديده اند.
=درباره ي فيلمت كه به جشنواره امسال آوردي بگو؟
يك فيلم عاطفي است كه من نقش اول محوري در اين فيلم هستم . در اين فيلم اسم من بابك است و معلول هستم و مورد تحقير قرار مي گيرم .اين فيلم با كارگرداني قوي و كاري خيلي خوب و عالي به جشنواره آمده است
=چرا اسم اين فيلم سه بار عوض شد؟
خوب به هر حال دنبال يك اسم مناسب كه به فيلم بخورد مي گشتيم كه نام اول فيلم ‹دوست داشتن را هجي كن › بود و پس از دو تغيير به نام فعلي ‹ زماني براي دوست داشتن › رسيديم.
=از جشنواره در اين سه روز راضي بودي؟
وضعيت حشنواره خوبه من از افتتاحيه اين جا بودم و ان شاء ا... تا اختتاميه در همدان مي مانم.
= استقبال بچه ها از فيلمت چطور بوده ؟
انتظارم از اين بيشتر بود ولي باز هم مردم لطف دارند.
=مجله ي گل آقا را تا حالا خواندي ؟
متاسفانه خير
=ما شنيدم از انداختن عكس با مجلات بيزاري ؛ صحت داره؟
از انداختن بيش از حد عكس بدم مياد و گرنه با عكس مخالف نيستم چون عكس زياد باعث تكراري شدن قيافه ام مي شود. ما توي بعضي از مجلات داشتيم كه اين طوري گفتند ولي اصلاً اينطوري نيست. مثلا در يكي از نشريات محلي همدان به من گفته بودند آيا مغرور هستي ؟ و بايد بگم نه من مغرور نيستم دليلشو توضيح دادم.
=‹ميم مثل مادر› يا ‹ زماني براي دوست داشتن › ؟ كدومشونو بيشتر دوست داري؟
هردو ؛ اين مثل اين است كه بپرسيد پدرمو بيشتر دوست دارم يا مادرم.
=علي دوست داري بازيگري را ادامه بدهي؟
بله؛اما بستگي به كارگردان و فيلم نامه دارد.
=از كجاهاي همدان تا حالا ديدن كردي؟
از آرامگاه باباطاهر و بوعلي سينا
=استقلال يا پيروزي؟
استقلال
=طرفدار كدام تيم خارجي هستي؟
برزيل
=خودت چه ورزش هايي را دوست داري و انجام مي دهي؟
هاكي و شنا
=پيامت به بچه هاي همدان؟
درسشان را در اولويت بخوانند و بعد به هر رشته ورزشي و هنري كه علاقه دارند ؛ جذب بشوند و ادامه بدهند. محاصبه از همت توحیدی
ادامه مطلب
.jpg)






هزار هزارجهد بکردم که سر عشق بپوشم
این هم بچه ایتالیا
اینم یانتیک
عکس ۸۸ 


علی دایی سلطان فوتبال ایران 


