سر به سر از لطف جاني اي پسر
خوشتر از جان چيست؟ آني اي پسر
ميل دلها جمله سوي روي توست
رو که شيرين دلستاني اي پسر
زان به چشم من درآيي هر زمان
کز صفا آب رواني اي پسر
از مي حسن ار چه سرمستي، مکن
با حريفان سرگراني اي پسر
وعده اي مي ده، اگر چه کج بود
کز بهانه درنماني اي پسر
بر لب خود بوسه زن، آنگه ببين
ذوق آب زندگاني اي پسر
زان شدم خاک درت کز جام خود
جرعهاي بر من فشاني اي پسر
از لطيفي مينماند کس به تو
زان يقينم شد که جاني اي پسر
گوش جانها پر گهر در حضرتت
کز سخن در ميچکاني اي پسر
در دل و چشمم، ز حسن و لطف خويش
آشکارا و نهاني اي پسر
نيست در عالم عراقي را دمي
بي لب تو زندگاني اي پسر
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مرواد از یادت
در شگفتم که در این مدت ایام فراق
برگرفتی ز حریفان دل و دل میدادت
برسان بندگی دختر رز گو به درآی
که دم و همت ما کرد ز بند آزادت
شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست
جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت
شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت
بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
چشم بد دور کز آن تفرقهات بازآورد
طالع نامور و دولت مادرزادت
همت از دست مده دولت این کشتی نوح
ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت
ياد آن شيرين پسر خواهيم کرد
کام جان را پرشکر خواهيم کرد
دامن از اغيار در خواهيم چيد
سر ز جيب يار بر خواهيم کرد
آفتاب روي او خواهيم ديد
گر به مه روزي نظر خواهيم کرد
بوي جان افزاي او خواهيم يافت
گر به گلزاري گذر خواهيم کرد
در خم زلفش نهان خواهيم شد
دست با وي در کمر خواهيم کرد
چون کمان ابروان پر زه کند
پيش تيرش جان سپر خواهيم کرد
از حديث يار و آب چشم ما
گوش و دامن پر گهر خواهيم کرد
ماجرايي رفت ما را با لبش
دوستان را زان خبر خواهيم کرد
تا عراقی نشنود اسرار ما
ماجرا را مختصر خواهيم کرد

